ابراهيم عاملي ( موثق )
140
تفسير عاملي ( فارسي )
آنها سرگردان ميان مؤمنان و كافران هستند كه نه با اين دستهاند و نه با آن [ و ز بدى انديشه شان خدا گمراه شان كرده ] و آن را كه خدا گمراه كند تو اى محمّد راهى براى او نيابى . 144 اى مؤمنان با كافران بجاى همكيشان خود دوست نشويد مگر خواهيد خدا را بآشكار بر آزار خود بداريد ؟ 145 البتّه منافقان در فرودترين جاى دوزخند و هرگز اى محمّد ياورى براىشان نيابى 146 مگر آنها كه توبه كردند و به راه شايسته رفتند و خدا را دستاويز خود كردند و دين خود ز بتپرستى براى خدا پاك نمودند چنين كسان با مؤمنان بوند و روزى باشد كه خدا به مؤمنان مزدى بزرگ دهد . 147 مگر از آزار شما خدا چه خواهد اگر مؤمن و سپاسگزار باشيد ؟ چه او داناى سپاسگزار كار بندگان است . سخن مفسّرين : « يُخادِعُونَ اللَّه وَهُوَ خادِعُهُمْ » 142 ابو الفتوح نوشته است حسن بصرى و زجّاج و ازهرىّ گفتند : معنى آن است كه خدع ميكنيد پيغمبر خداى را ، خداى تعالى خداع رسول را خداع خود خواند ، چنان كه گفت : « يُؤْذُونَ اللَّه » و آنچه صورت خداع دارد از خداى تعالى بايشان آن است كه ايشانرا فرو گذاشته است كه حيات و قدرت و نعمت ميدهد ، و رسول را عليه السّلام فرموده است تا احكام مسلمانان بر ايشان ميراند با آنكه ميداند ايشان كافرند و امّا خداع ايشان در قيامت آن بود كه ايشان را فرو گذارد تا در پى مؤمنان ميروند و عقبه هاى قيامت مىبرند تا آنكه بدر بهشت رسند ، چون كه خواهند در بهشت شوند ربانيان در ايشان رسند و ايشان را با دوزخ برند . « قامُوا كُسالى » كشّاف زمخشرى : با ضمّ و صداى جلو كاف قرائت شده است و با فتح و صداى بالا هم خواندهاند و با هر دو قرائت جمع « كسلان » است مثل « سكران و سكارى » . ابو الفتوح نوشته است : از عبد الكريم بن عوجا حكايت كردهاند كه كسى او را ديد كه نماز نيكو ميگيرد ، او را گفت : اين مباين طريقت تو است گفت عادت شهر است و رياضت تن و حمايت اهل و ولد .